سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان
در قرآن درمان بزرگترین درد هست : درد کفر و نفاق و گمراهی وسرگشتگی [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----3123---
بازدید امروز: ----2-----
جستجو:
پای درد دل شما
  • موضوعات وبلاگ
  • لینک دوستان من
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • مطالب بایگانی شده
  • آوای آشنا
  • سلامی دوباره
    نویسنده: یکی مث خودت یکشنبه 85/5/15 ساعت 12:34 صبح

    سلام بچه ها!!!!

    شرمنده !! خیلی وق بود که دیگه وبلاگ رو اینترنت ماسیده بود! بالاخره خودمانو رسوندیم! بچه های وبلاگ خودشونو برسونن!


    حرف دل تو؟ ( )

  • یه نکته!!!
    نویسنده: یکی مث خودت جمعه 85/2/22 ساعت 12:49 صبح

    بچه ها!

    تصاویر کنار صفحه هر کدام لینک یکی از وبلاگهای مدرسه است. روی هر کدام که کلیک کنید، صفحه مربوط به آن باز میشود. ضمنا درمورد این وبلاگ یا هرکدام از مطالب آن هر نظری دارین روی قسمت حرف دل تو؟ کلیک کرده و حرف دلتان را مرقوم بفرمائین...

    فعلا خداحافظ


    حرف دل تو؟ ( )

  • پاسخ
    نویسنده: یکی مث خودت دوشنبه 85/2/18 ساعت 11:51 عصر

    پاسخ شماره 1

    سلام

    دوست خوبی به نام مری برامون پیغام زیر رو گذاشته بود:

    نظر من درباره ی برنامه های اردو این است:

    باید دراخرسال برای رفع خستگی بچه ها اردویی   تدارک دیده شود که با لباس های دلخواه خوددر ایناردو شرکت کنند .

    درضمن برنامه ی روز معلم که قراربود هدیه ای اورده نشود اجرا نشد   لطفا اقدام شود.

    با تشکر از کادر محترم و توجه شما سرکار خانم ملکی 

    پاسخ:

    دوست خوبم!

    در اسرع وقت مشکلت رو درمورد اردو با دفتر درمیون میگذارم. بعد در مورد هدایای روز معلم وقتی بعضی از بچه ها حالا به هر دلیلی برای معلم مورد علاقه شون هدیه ای میارن، قبول دارم که خلاف مقررات عمل میکنن اما درست نیست یکی از کادر دفتری برخورد جدی با این دانش آموز داشته باشه. اگه بازهم سوالی داششتی در خدمتتون هستم.

    فعلا بای



    پاسخ شماره 2

     متن زیر رو یکی از بچه ها نوشته که چون اسم خودش و دبیر و کلاسش رو ذکر کرده و مطلب رو هم به صورت خصوصی فرستاده همه را نقطه چین گذاشتم

    من یک انتقاد از همه ی معلمهای کلاس.... دارم : همیشه انگار باکلاس  ما لج دارن مثلا خانم ..... همیشه به کلاس ما میگویند بی  تمدن  یا وقتی هم که درست پا میشیم میگن آفرین بالاخره مثل آدم بلند شدین یا مثلا خانم .... دیروز با اینکه خیلی گفتیم  درس زیاد داشتیم اما باز هم به  حرفمون گوش ندادن و30 صفحه .... را پرسیدن اما وقتی کلاس .... و .... گفتن امتحان جغرافی داشتیم از آنها نپرسیدن انوقت ما که کلی مشق ریاضی داشتیم + امتحان جغرافیا ازهمه پرسیدن وهمه هم آخرش گند زدن وخیلی هم بین بچه ها فرق می گذارن درآخر هم ازشما خواهش میکنم که به حرف های من رسیدگی کنید چون داد همه ی بچه های کلاس ما دراومده راستی خیلی خیلی ازخانم ملکی و همه ی کسانی که برای این وبلاگ زحمت کشیدن ممنونم با تشکر فراوان - س

    دوست خوبم "س" عزیز، من مشکلت رو مستقیما با خانم صوتی مطرح میکنم. البته شما هم یه خورده این آخر سالی کوتاه بیاین!!!جون من!! اگر هم این مشکل برای کلاسهای دیگه پیش اومده و برخورد اون دبیر با اون کلاس متفاوت بوده مطمئن باش دلیل خاصی داشته. که انشاءالله  ته توی قضیه رو درمیارم!!!؟ و جوابت رو توی همین صفحه مینویسم.

    فعلا بای



    پاسخ شماره 3

    پیام بعدی مربوط به یکی از دوستان به نام "ح" است

    من می خواهم در مورد درس با شما صحبت کنم. من در خانه خیلی درس می خوانم اما وقتی که می خواهم امتحان بدهم نصف چیز ها یی را که خواندهام را فراموش میکنم در صورتی که در خانه مطلب را عمیق مفهمم. اگر می شه راهی را برای به یاد ماندن مطلب هنگام امتحانات بگویید ممنون 

    مُردم از خندهآفرینگیج شدمیعنی چی؟

    دوست خوبم پیشنهاد میکنم چون وقت زیادی تا امتحانات ترم نمانده حتما یک سر به اتاق مشاوره بهداشت" بزنی و مشکلت رو با خانم الوندی مطرح کنی. چون فکر نمیکنم در رابطه با مشکلات درسی بتونم کمک زیادی بهت بکنم. ولی اگر باز هم مشکلت حل نشد، بگو تا ببینم چه میشود کرد!!!.

    فعلا بای



    پاسخ شماره 4

    متن زیر رو دوست خوبم فرناز نوشته:

    با عرض سلام خدمت سرکار خانم ملکی.می خواستم بگم که چرا؟؟؟؟؟؟ بعضی از معلم ها برای بچه ها در دفتر خاطراتشان خاطره نمی نویسند؟؟ایا خانم صوتی نمیگذارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دوست خوبم فرناز جان! اگه معلمی برای دانش آموز خاطره نمینویسه دلیلش کاملا شخصیه و ارتباطی به خانم صوتی نداره. ایشون در این مسائل هیچوقت دخالت نکرده و نمیکنند. کما اینکه خودم چند روز پیش برای یکی از بچه های سوم خاطره نوشتم و آب از آب تکون نخورد!! پس اگه معلمی برای کسی خاطره ننوشت شاید اصلا دلش نمیخواسته یا هر دلیل دیگه ای که چون من در بطن ماجرا نبودم نمیدونم دقیقا چی بگم. خلاصه اگه بازم سوالی بود من هستم.

    دوستدارت


    پاسخ شماره 5

    یاسمن جان هم کامنت زیر رو گذاشتند:

    را ستی از شما بابت روز اخر هم ممنون.بالا خره یکمی ازادی داشتیم. من بازم به شما سر می زنم آفرین. هه خیال کردیترسیدم

    ممنونم عزیز!


    پاسخ شماره 6

    دوست عزیزم بنام "یه دوست" گفته که:

    من می خواستم بگم چرا خانم ... با اکثر دوم ها لجهبزار فکر کنم

    بعید میدونم عزیزم اما چشم درموردش یه تحقیقایی میکنم!


    حرف دل تو؟ ( )

  • یادداشت اول
    نویسنده: یکی مث خودت جمعه 85/2/15 ساعت 3:57 عصر

    سلام بچه ها

    از امروز این وبلاگ در اختیار شماست

    هر چی که به ذهنت میرسه که فکر میکنی گفتنش به من فایده ای داره اینجا توی قسمت نظرات بنویس.

    چون هیچ فایده ای هم نداشته باشه آخرش اینه که به من میگی همچین یه نموره خالی میشی. یا دو تا دوستت هم میبینن شاید توی مدرسه یه کمکی بتونن بهت بکنن.

     

    ضمنا این مطالب هیچ محدودیتی نداره. درمورد خودت . کلاست . دوستت . معلمت . خانوادت . یا هر چیز دیگه ای که فکر میکنی میتونی بنویسی. فقط یادت نره توی نوشتن هیچ توهینی به هیچکس نکنی! یادت نره ها! اونوقت دیگه نمیتونم بهت قول بدم که مطلبت رو توی وبلاگ به ثبت برسونم یا اینکه شاید کمکی بهت بکنم. باشه؟


    حرف دل تو؟ ( )